مهتی...مهتی....چرا جوابمو نمیدی پسر؟
چیه؟...بازم تویی....دس از سرم بردار رفیق...حال و روز خوشی ندارم... بزا تو خودم باشم...یه امشبو بی خیال ماشورفیق..
نمی خواستم مزاحمت بشم...
پس چی؟چه مرگته هان؟بشین همونجا کارتو بکون...اورد بده...سرم دادبزن جیغ جیغو...یاللا دیگه...راستی ببینم نکنه فسفر کم اوردی؟میخای برم نصفه شبی سر قابلمه یه چیزی بخورم ...
یه وقت ضعف ورت نداره ها...می...
نه پسر ...خواستم بگم ناسلامتی توام آدمی دیگه...بلن شو دس منو اون افکار مالیخولیا ییتو بگیربریم بیرون یه هوایی بخوریم...حیف نیس دو روز عمرته با یه مش کاغذ و جوهر هدر میدی؟آخه تا کی میخای این جور باشی؟
می بینی که ...نیگام کن...ببین امشب چه حالی دارم رفیق...لا اقل تو یکی دیگه با ما بساز...توکه غریبه نیستی...تو که از خودمونی ...من چاکرتم بیرونم می برمت ...ولی الان نه ...الان اینوقت شب ....
خوبه...خوبه...بقیه شو از برم...لابد می خای بگی یه چیزایی داره بهت الهام میشه باید بنویسیشون وگرنه میپرن...مرد حسابی دس بردار دیگه ...دور و بر منو پر کردی از یه عالمه فایلهای دست و پا گیر...فکر...تصویر...کلمه...دیگه از همشون اوقم می گیره...
صب تا شب جلو چشم بی معرفتا رزه میرن...
اونا چکار به کار تو دارن؟واسه چی بی خودی بونه می گیری؟
هیچی واللا...روتو برم...اسم اینو گذاشتی زندگی؟موقعی که دنیا اومدی دلم خوش بود دارم به خورد یه آدم می رم مثه آدمای دیگه...دلم خوش بود مثه بقیه خواهرا وبرادرام که تو کل این دنیای خاکی پخشن صبحا بهت بگم صبح بخیر آق مهتی...بلن شو مثه مردم یه نرمشی بکن ...یه دوشی بگیر...یه...
حالا چی شده مگه؟
تو این وجود لعنتیت چپ میرم فکره...راس میرم فکره...نمی تونی مثه بقیه سیب زمینی باشی؟
دس وردار رفیق بزا راحت باشم... بزا امشب بگذره فردا می برمت بیرون ...
اینجوری نمی شه مهتی...باس قول بدی...قول مردونه...
چه قولی؟
قول بده آدما رو نبینی...
یعنی چه؟چشامو که نمیتونم ببندم..اونوقت تو چطور می بینی...
منظورم اینه که نیگا کن ...ولی اون سیگنالای لعنتیو نفرست این بالا تا پردازش بشن وبعدشم بشینی باها شون فلسفه ببافی...درس مثه بچه آدم خودتو به ندیدن بزن...
مگه میشه؟جوابه اون خاکستریایه تشنه رو چی بدم؟
چرا نمیشه...خوبم میشه...جوابه اون وروجکام با من....کافیه چار تا خانوم خوشگلو دید بزنی...از اون هش سیلندرای شاسی بلند باشه بهتره ...یعنی تاثیرشم سریعتره...کافیه بری جلوو زول بزنی تو چشاشون..
که چی بشه؟این که کار بی ناموساس...
که چی بشه...احمق جونم...لااقل بوی عطر تنشون گیجت میکنه که...چشای گنده شون غرقت میکنه که...یواش یواش می بینی دیگه سلولای خاکستریم دیگه کاری به کارت ندارن.کافیه چن بار واسشون سینه و رونم بفرستی بالا تا باهاش آروغ بزنن...آره پسر اینجوری بهتره....
بهتر از فکره اون مرتیکه معتاده که از صبح تا شوم داره کارتون و پلاستیک از تو آشغالا جم میکنه...
بهتر ازتصویر اون بچه هس که سینه مادرشو تو دهنش گرفته و روزها و هفته هاس که کنار اون پول خوردا خوابه....
بهتر از دیدن عکس بچه های لبنانی و فلسطینیه که تیکه پاره شدن...
آخه دردامشب من که فقط اینا نیس که؟
پس چیه؟
اون سریاله...اون دختره....اون مرگ زود هنگام...
آخه من به تو چی بگم ...چن بار دمه گوشت خوندم که این سریالارو اگه می بینی با تخمه ببین...
همینارو میبینی که اینجور می شی دیگه...ساعتشم بده ...دیر وقت میذارن جوونای مردومو هوایی میکنن...
هوایی کدومه؟
خودتو به اون راه نزن...من تورو میشناسم...توکله قسمتاش هر وقت قیافه اون دختره رو نشون میده کاسه کوزه مارو این بالا به هم میزنی...
آخه لعنتی...مگه نمیدونی ...اون دختر دیگه نیس...میفهمی یا واست هجی کنم؟
د...ی...گ...ه... ن...ی...س...
خوب...نیس که نیس...لابد قسمتش بوده دیگه...خدا بیا مرزدش...صد دفه بهت گفتم بازم میگم...تا قیافشو دیدی فقط نیگاش کنو و زیباییشو تحسین کن...به خرجت نمی ره که...حتما بایس آقا اطلاعاتو واسه پردازش بفرسته این بالا...
یه دقه وایسا...انگاری حالیت نیس بابا اونم یه آدمی بوده مثه همه آدما ...آدمی با آرزوهای بزرگ...دوس داشته بعد از این سریال تو سریالا و فیلمای دیگم بازی کنه و با اون لحن مهربونش بگه قربونت برم...دوس داشته خونه داشته باشه....خونش باغچه داشته باشه...
باغچش گل داشته باشه...گلش عطر داشته باشه...تا بپیچه هف تا کوچه اون ور تر...
ولی فعلن که به جاش هف تا کفن پوسونده....
ده واسه همینه که بیدارم دیگه...وگرنه مثه بقیه کپه مو میذاشتم تو خواب دخترای بزک کرده خیابونی شیطونی میشدم....
مهتی...مهتی...بازم شروع کردی؟بازم فکر...بازم پنجره های بارون زده...بازم دیوار و صف مورچه های کارگر شب رو...
من می ترسم مهتی...
من میترسم...
امشب منو با این همه فکر تنها نذار...
منو با ......
روحش شاد...
سهم من از خسوف....
(غروب- برج العرب – نمای داخلی- اتاق 113)
کامیلیا...کامیلیا...میشنوی کامیلیا...چرا گوشی رو ور نمیداری؟
میدونم دیشب خیلی سخ بهت گذش.در عوض امشبم که بگذره فرداش آف میشی....
کامیلا..کامیلا..لوس نشو دیگه....
چیه؟امشب دلم گرفته؟ توروخدا همین یه شبو دس از سرم بردارین...شبای بعدی تلافی میکنم به خدا...همه تختارو خودم مرتب میکنم....همه گیلاسارو خودم میشورم...دیگم از مشتریا جلو جلو انعام نمیگیرم....
ها چیه ناقلا با کسی قرار داری؟ تک پر شدی ؟می دونی اگه خالد بفهمه اون سفته هاتو به اجرا میزاره ...بزا بقیشو نگم ..نمی خوای که سر وکارت به شرطه ها بیفته که؟
نه آخه میخام ساعت یک ونیم برم خسوف رو کنار ساحل ببینم..نمیدونی چه حالی میده..ماه به خاطر وساطت زمین از خجالت قرمز میشه..
خجالت بکش دختر ..تورو چه به این گنده گوزیا ...گوش بگیر ببین چی میگم ...ناسلامتی ماه شب چارده دخترای اینجا تویی..اگه تو بخای از این قرتی بازیا در بیاری ...وای به حال بقیه دخترا....
امشبم جای یه نفر دو تا مهمون داری ..بایس خوب بینشون واسطه بشی ها ..........
.ببینم از خجالت قرمز نشی ها آبرومون میره...کلی ازت تعریف کردم...گفتم چه حرفه ای سا... میزنی...
آخه..
آخه نداره قربونت برم..راستی کامیلیا... خاله جون .......کاندوم یادت نره........
(شب- قندهار –نمای داخلی خانه- آشپزخانه)
نگین...نگین..میشنوی نگین جان...چرا سینی چایی رو ور نمیداری؟ چایی یا سرد شدن .مهمونا منتظرتن مادر.
میدونم دیشب داداشت بد جور کتکت زد..درکت میکنم مادر ولی خوب کاری نمیشه کرد سنته دیگه.منم بابات رو برا بار اول تو حجلمون دیدم تازه اون موقم برق که نبود تا صبح زیر نور فانوسی زارزدم ...
الان البته زمونه عوض شده.. واسه این بابات نرم شدش اجازه داد با گل محمد صحبت کنی ؟
چه صحبتی مادر من نمی خامش.....
هیس...هیس... دختره گیس بریده!! واسه همیناس که کتک میخوری دیگه.
دخترکم بزا امشب بگذره
خودت میبینی تا چش وا میکنی می بینی چن سال گذشته و هف هش تا بچه دورتو گرفتن...
نگین.. نگین...لوس نشو دیگه...
چیه؟امشب دلم گرفته؟ توروخدا همین یه شبرو دس از سرم بردارین... شبای بعدی تلافی میکنم..به خدا همه رخته خابارو تنهایی پن می کنم... همه ظرفارو تنهایی می شورم.......
دیگم از آقاجون تو بازار جلوتر راه نمیرم.....
ها خدا مرگم بده نکنه با اون آمریکایی یایه از خدا بی خبر سر و سری داری ؟ها....
نه آخه میخام ساعت یک ونیم برم خسوف رو کناردوستم ساحل ببینم..نمیدونی چه حالی میده..ماه به خاطر وساطت زمین از شرم کمی قرمز میشه...
خجالت بکش دختر...دختر و چه به این کارا...
گوش بگیر ببین چی میگم..تموم تلاشت از این به بعد باید این باشه که پسرای سالمی بدنیا بیاری...ناسلامتی ماه شب چارده دخترای این منطقه تویی..اگه تو بخای از این قرتی بازیا در بیاری وای به حال خواهرای کوچیکترت...اونام از تو یاد میگیرن دیگه....
امشبم جای یه نفر دو تا مهمون داری...گل محمد ومادرش...بایس خوب بینشون واسطه بشی..بایس از همین اول زندگی خودت رو نشون بدی...ببینم از خجالت قرمز نشی ها..آبرومون میره...کلی لزت تعریف کردم...گفتم چه حرفه ای ساک میبافی......
آخه..
آخه نداره قربونت برم...راستی نگین... مادرجون..... قندون یادت نره....