تبليغاتX
كهكشان راه شيمي
نوشتن...بیرون جهیدن از صف مردگان است.


                  اکسیر

آیا جاودانه خواهم ماند؟

چونان من پیری فرتوت.....

لیو ناردو......

تیغ بر زمین نه و

دست از مردگان فلورانس بشوی...

که چه؟

چاره ای می دارم رفیق...

چهر ه ی رو به پایانت را

 با افسون پریچهری در هم بپیچان...

تاقرن ها...

دنیا را..

با نیشخندی مرموز

به سخره بگیری و

بگویی "هی رفقا....

من و فلانی از آن قاب همیشه آویزان

نفس میکشیم و همچنان سالهاست که زنده ایم..."

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 6:44 بعد از ظهر  توسط مهدي   |